قرآن کریم کلام بی‌نظیر خداوند است و در بین این همه موجودات؛ مخاطب او انسان است. انسانی که دارای روحی الهی است، دارای قلبی برای فهمیدن و دلی برای ادراک کردن.در اعتبار و ارزش قرآن، همین بس که سخن بی‌مانند خداست و در اعتبار و ارزش انسان، همین بس که هم سخن و مخاطب خداوند برای وحی انسان است.

قرآن به عنوان یک کتاب آسمانی و کاملا غیر بشری و نازل شده از سوی خدا و از جهان غیب بر هر کس که قرائت شود یا هر کس که قرائت کند، به شدت تحت تأثیر کلمات معنوی آن قرار می‌گیرد، هیچ گاه از خواندن آن خستگی و ملالت حاصل نمی‌آید، بلکه هر لحظه، آدمی را که صاحب دلی پذیرا و قلبی صاف باشد، به سوی خود می‌کشاند و در واقع صاحب جاذبه‌ای قوی و نیرومند است. این است که هر کس به سمت آن می‌رود، به گونه‌ای از آن تاثیر گرفته و لاجرم نمی‌تواند این تاثیر را پنهان کند.

در این کتاب آسمانی به بسیاری از پدیده‌های علمی که امروزه بشر، با پیشرفت ابزارها‌ی پژوهشی و تحقیقاتی به آنها پی‌برده اشاره شده است. وجود چنین نکات ظریفی در کتابی که 1400 سال پیش نازل شده بر این نظریه که کتاب قران، نوشته دست بشر است، بیش از پیش خط بطلان می‌کشد. نکته‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که این مطالب بشکلی عنوان شده که برای تمامی اقشار مردم قابل درک باشد و باعث سردرگمی نگردد .

باید بخاطر داشت هدف خداوند از نزول یک کتاب آسمانی این نیست که به تفصیل بشرح پدیده‌های علمی بپردازد. خداوند در قران به بسیاری از پدیده‌ها اشاره‌ای داشته و راه پیشرفت را هموار کرده، تا بشر خود رازهای طبیعت را کشف کند. حال بواسطه پیشرفت علم، معانی بسیاری از آیات روشن تر می‌گردد و الهی بودن قران برای ناباوران تجلی تازه‌ای می‌یابد.

در این مقاله به بررسی تعدادی از آیات که در آنها به نکته‌های ظریف مباحث ریاضی و هندسه اشاره شده است ، می‌پردازیم.

استدلال

أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ قالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ قالَ إِبْراهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (سوره بقره: آيه 258)


تفسیر: در رواياتِ تاريخى آمده است كه نمرود از پادشاهان بابل بود و حكومت مقتدرانه‏‌اى داشت. او با حضرت ابراهيم درباره‌‏ى خداوند بحث و مجادله كرد. وقتى حضرت ابراهيم به نمرود گفت: پروردگار من آن است كه زنده می‌‏كند و می‌ميراند، او گفت: من نيز زنده می‌‏كنم و می‌ميرانم. سپس دستور داد دو زندانى را حاضر كردند، يكى را آزاد نمود و ديگرى را دستور داد بكشند. وقتى ابراهيم عليه‌السلام اين سفسطه و مغالطه را مشاهده كرد كه اين شخص چه برداشتى از زنده كردن و ميراندن دارد و چگونه می‌خواهد افكار ديگران را منحرف كند، فرمود: خداوند طلوع خورشيد را از مشرق قرار داده است، اگر تو ادّعا دارى كه بر جهانِ هستى حكومت دارى و همه چيز در اختيار و تحت قدرت توست، خورشيد را از مغرب بيرون بياور!  آن موقع بود كه نمرود مبهوت ماند و پاسخى جز سكوت نداشت.

دايره

فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى‏ أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ ... (سوره مائده: 52)

‌ترجمه: کسانی را که در دل‌هایشان بیماری است می‌بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند ....

تفسیر: منظور از دايره در اين آيه، اقتدار و حكومت است. حكومت در دنيا مانند دايره‌اي مي‌گردد و از قومى بقومى منتقل مي‌شود؛ يعنى منافقان در دوستى دشمنان اسلام شتاب مي‌كنند و مي‌گويند از آن بيم داريم كه با گردش روزگار حكومت به دست دشمنان اسلام بيافتد و محتاج كمك آنها شويم و يا بر ما بلایى روى آورد كه در رفع آن به كفّار نيازمند گرديم.‌

رسم مثلث

هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ (سوره حشر:24)

ترجمه: او خداوندى است خالق، آفريننده‏‌اى بی‌سابقه، و صورتگرى (بی‌‏نظير) براى او نام‌هاى نيك است.

تفسیر: خداوند چيزها را پس از آن كه خود آنها را ابداع كرد و بى‏سابقه پديد آورد، و پس از آن كه نيك اندازه گرفت و سنجيد، بيافريد و خلق كرد. تصوير همان شكل دادن و رسم كردن است و اين پس از نوآفرينى و ساختن تمام مى‏شود، پس معناى آن اين مى‏شود كه ذات سبحان او آفرينش چيزها را به نيكويى انجام داد و آنها را به بهترين صورتى بياراست.

همنهشتي دو مثلث

يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ (سوره آل‏عمران: آيه 30)

ترجمه: روزی که هر کس، آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر می‌بیند...

تفسیر: در روز قيامت، انسان هر كار نيكى انجام داده و هر عمل بدى مرتكب شده، همه را حاضر شده می‌يابد،‌‌‌‌‌‌‌‌‍‍‍‍‍‌‌‌‌‌‌ همچون کسی که وقتی در سفر است اشیایی را خریداری کرده و پیش از خود به وطنش می‌فرستد. او باید دقت کند، زیرا وقتی از سفر برگشت و به وطن خویش رسید، آن چه فرستاده؛ همان چیزهایی است که خودش تهیه کرده است. ممکن نیست که نوعی کالا پیش بفرستد و هنگام بازگشت به وطن، به نوعی دیگر دست یابد.

ترسيم‌هاي هندسي

 

اللَّهُ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَراراً وَ السَّماءَ بِناءً وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ (سوره غافر:آيه 64)

ترجمه: خداست كه زمين را براى شما جايگاه امن و آسايش آفريد، و آسمان را بنايى [محكم و استوار] ساخت، و به شما انسانها شكل بخشيد، شكلى زيبا و مطبوع.

تفسیر: خداوند براي انسان قامتى موزون و راست، با صورتى زيبا و دلپذير و در نهايت نظم و استحكام رسم نمود كه امتياز آن بر صورت موجودات زنده ديگر و انواع حيوانات در نخستين برخورد روشن و آشكار است. همين ساختمان ويژه به او امكان می‌دهد كه به انواع كارها و صنايع ظريف يا سنگين دست زند، و با داشتن اعضاى مختلف به راحتى زندگى كند و از نعمت‌هاي حيات بهره گيرد.

چند ضلعي‌ها

امام باقر(ع) مي‌فرمايند: « بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ ‏» ؛ اسلام بر پنج ركن بنا شده است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت و پيروي ما اهل بيت و به هيچ كدام از اين اركان به اندازه ولايت سفارش نشده است.

اسلام مانند يك شهر پنج ضلعي است كه هر انساني با وارد شدن به آن در پناه دين خدا قرار مي‌گيرد. اين پنج ضلع عبارت‌اند از: نماز، روزه، زكات، حج و ولايت اهل بيت(ع). درِ ورودي اين شهر در ضلع ولايت و دوستي امامان قرار دارد، بنابراين ورود به اين شهر جز از طريق ولايت امكان ندارد.

تشابه

وَ هُوَ الَّذي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ (سوره انعام: آيه 141)

ترجمه: و اوست خدايى كه باغ‌هايى آفريد: درخت‌هاى آن، برخى با داربست و برخى بدون داربست‌‏ هستند و همچنين نخل و كشتزار با ميوه‏‌ها و ثمرات گوناگون و زيتون و انار، برخى شبيه هم و برخى بی‌‏شباهت به هم.

تفسیر: دو درخت زيتون و انار از نظر شكل ظاهرى و ساختمان شاخه‌ها و برگ‌ها شباهت زيادى با هم دارند، در حالى كه از نظر ميوه و طعم و خاصيت آن بسيار با هم متفاوتند، به علاوه اين دو درخت گاهى درست در يك زمين پرورش مى‌يابند و از يك آب مشروب مى‌شوند، يعنى هم با يكديگر تفاوت زياد دارند و هم شباهت .

مساحت و محيط

إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ مُحيطٌ (سوره فصلت:54)

تفسیر: يكي از اسم‌هاي خداوند متعال «محيط» است. «محيط» بودن خداوند به اين معناست كه به طور كامل بر همه‌ی اشياء و مخلوقات علم و احاطه دارد و هيچ چيز از خداوند مخفي نمي‌ماند و همه چيز تحت قدرت اوست. در آيه 12 سوره طلاق نيز مي‌خوانيم: «أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً» علم خداوند بر همه چيز احاطه دارد.

امام صادق (ع) نيز در حديثي مي‌فرمايند:«خداوند بر همه‌ی موجودات اشراف و احاطه و قدرت دارد و هيچ چيز كوچك و يا بزرگي از او پنهان نمي‌ماند» و اين معناي«محيط» بودن خداست.

اشكال فضايي

جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ (سوره ماِئده : آيه 97)

ترجمه: خداوند، كعبه (آن خانه مكعبي شكل را) كه خانه‏‌ى مقدّس و محترم است را قوام و سامان بخش زندگى مردم قرار داد.هر اطاق مربّعي شكل را كعبه مي‌گويند، زيرا چهار زاويه آن شكل بر آمدگى دارند، خانه خدا را نيز به همين دليل كعبه ناميده‌اند.

تقارن

الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ (سوره انفطار:7)

ترجمه: آن پروردگارى كه تو را آفريده و و اندام‏هايت را درست و منظّم كرده، پس مساوى و برابر ساخت.

تفسیر: بدن انسان عمدتا از دو بخش آفريده شده كه قرينه يكديگرند: دست‌ها و پاها چشم‌ها و گوش‌ها و استخوان بندي‌ها و عروق و اعصاب و عضلات در دو بخش بدن هماهنگ و مكمل يكديگرند.به علاوه اعضاء مختلف نيز كار يكديگر را تكميل می‌‏كنند، مثلاً دستگاه تنفس به گردش خون كمك می‌‏كند، و دستگاه گردش خون به تنفس.

منبع : گاج . آی آر